نه نه اصلا درست نیست! اصلا این اشتباه رو نکنید!
قبل از این که سوء تفاهمی پیش بیاد دوباره میگم خوندن صفحه اصلی بلاگ به خانمها پیشنهاد نمی شه! قشر فرهیخته می تونن برگ هنروران رو مطالعه کنندو مورد هجوم انتقادی قرار بدهند. خوشحال میشیم!
***********
بعضیا فکر می کنن جفنگ نامه و مشنگ نامه هیچ فرقی با هم نمیکنه که از همینجا براشون اسحال تعصف میکنم!
چرا چیزی رو که گفتن جفنگه اصلا جدی نمی گیرید؟
آقایون محترم ! کی گفته جفنگ نامه یا مشنگ نامه هتما باید تنز باشه؟
خب البته تعریف طنز هم تو فرهنگ ما درست جا نیفتاده . از اونجا هم که ما ایرانی های مهمان نواز عادت داریم (منضور اون آدت نیست، منضور همین عادته) که هر چیزی رو که درست جا نیفتاده با فشار و آب دهان و اگر باز هم کار ساز نشد در پاره ای موارد با شامپو یا مواد لغزنده جا می کنیم ، اینجا هم باید با روشی کاملا اصولی (مشنگانه) به معرفی انواع مختلفی از جفنگیات طنز که حاکی از خرییت خود ماست و با وجود سراسر جفنگ بودنش غیر از گریه و تیره بختی چیزی رو برامون در بر نداره و همه ما هم در مواردی ازش رنج می بریم بپردازیم!
یک خاتره :
همین دیروز صبح بود، سر صبح کله صحر (شاید حدود 9) که داشتم با شازده کوچولوی رویاهام آخرین کشتی هام رو می گرفتم که بالاخره تکلیفم رو روشن کنه که باید برم حموم یا نه ، آقا چشمت روز بد نبینه ! یهو دقت کردم دیدم بجای صدای دل انگیز معشوق خیالی (که همیشه خیالی ماندگار بادا) صدای نکره انکر الاصواتی گوش خراش و مخرب تر از صدای مته بادی همکارانم در بعد از ظهر روز های تطیل من رو از ادامه خواب ناز صبح گاهی ناکام گذاشت و کمر به تجاوز به عنف به سلول های خاکستری مغز پریود من بست.
از اونجا که آدم بسیار خونسردی هستم و خیلی دیر اصبانی میشم ، کمی نگران و بسیار مزترب همونطور لخت ، خیلی آروم و بی صدا خودم رو سینه خیز به اتاق نشیمن رسوندم تا ببینم جریان از چه قراره!
دیدم مادر مهربان و عزیز تر از جانم در فاصله اندکی از این منشع فساد (در خارج از مرز های میهن اسلامی) و ترویج دهنده دین مبین اسلام (در داخل میهن اسلامی) نشسته در حالی که با ریموت کنترل درب و داغون سعی بر بیشتر کردن ولوم که تا آخر زیاده داره ، زار زار گریه می کنه و اشک های درشتش رو از پشت عینک با پشت دستهای مهربونش پاک می کنه.
یکم چشم هام رو مالیدم و همونطور که سعی می کردم مشکلم (مشکل همه آقایان مجرد وقتی از خواب بیدار میشن) رو پنهان کنم ، پرسیدم «چه خبره مامان؟ چرا گریه میکنی؟» با صدای بغظ آلود جواب داد «داره روضه می خونه.» همونطور که داشتم سرم رو دو دستی می خاروندم گفتم «این که چیز جدیدی نیست» جواب داد «شهادت هادیه» با تعجب به خودم نگاه کردم دیدم چیزی نمی بینم ، پرسیدم «هادی کیه؟ کی مرده؟ میشناختیش؟ الان چه وقت شهادته؟ شیمیایی بوده که الان شهید شده یا هواپیماش سقوط کرده؟ این که داره روضه دو طفلان مسلم می خونه.» مادرم نگاه نا امیدانه ای به حاصل یک عمر زحمتش انداخت و با دلسردی گفت «چای داغه ، بخور برو تا دیرت نشده» البته اینم گفت » پسرم؛ استیکت تو مایکرو ویوه و نون هم تو تستر داره داغ میشه ، یادت نره آب پرتغالت رو بخوری» که چون من اصلا دوست ندارم کسی فکر کنه که دارم فخر میفروشم نمیگم.
نتیجه این که هر جفنگ نامه ای نباید شادو جالب باشه. حنوز مونده تا بفهمید جفنگ نامه چیه و مشنگ کیه!
هالا واسه این حرفا وقت زیاده. برم که شازده کوچولوی رویاهام با قیافه و لامبادای جدیدش منتضره!
2:30 بامداد

حالا جدا این هادی کی هست که این وقت سال شهید شده . الان که نه فصل شکاره نه دام ها بچه میزان نه گله داره ضبح اسلامی دارن پس این هادی چرا به اون دنیارفته و البه که شهید هم شده . عجب من گیج شدم .
میگم تو هم قشنگ مینویس ها .
بابا ما شیرازیا حوصله مون نمیشه این همه مطلب رو بخونیم…
سلام مشنگ
چطوري.ايول.به وردپرس خوش اومدي داداش.بيا تو وب ما به ما هم حال بده.ايول.صفاي جاي پات
قربونت
سلام گلم! فدای مهربونیت! مرسی که مننت گذاشتی قدمت خیره
حتما باعث افتخاره که بلاگت رو بخونم.
فدا :X
سلام
چرا هیچی نشده خانوم ها رو از لیسته خواننده ها خط زدی ؟؟؟؟
این جوری پیش بره میدونی چی میشه ؟؟؟…… بگذریم …. ورودت رو تبریک میگم اگر چه منم خودم تازه واردم البته وردپرس نیستم اما چه فرقی میکنه … کمی هم بجنب هنوز اولشه ان قدر کم کار نباش
مشنگ جان طولانی مینویسی برادر حوصله نداریم بخوانیــــــــــــم
D:
سلام.کور شدم با این فنت ریز پ.ن و نظراتت
خیلی هم خوب بود .خیلی هم حال کردم.در ضمن دخترا اونقدرم نازک نارنجی نیست .حداقل من . چیزی نگفتی که!خوشمان آمد .گریه های مخ پوک کن!
خواهش می کنم.
خانم های سال 2008 منظور نظر من نبود.
خوشحالم که خوشحالید!
بدرود!