بی اسم!

اصلا چرا تو این دنیای اهمقانه همه چی باید اسم داشته باشه؟

پس کجان اون ساختار شکنایی که تو آسار هنریشون هر خزعولی رو به نام ساختار شکنی به خورد ما هنر دوستان بی هنر می دن؟

اثلا تو بگو ؛

می دونم گلم ، اینجا قرار بود یه بلاگ شاد باشه اما اعتراف می کنم که تحت تاثیر جو یه نتفه ای بسته شد که الان نه بابا گردن می گیره نه مامان.

چی بنویسم که شاد باشه؟ مگه این جناعت رنجور رو می شه شاد کرد؟

روزگار من و کامپیوتر مثل حکایت مردیه که دکتر زنان باشه. از سب تا شب با 45755643345 تا کامپوتر و سرور و رک و سن و نس و سویچ و اکسز پوینت و هزار کوفت دیگه سرو کله می زنم ، وقتی خسته و داغون می رسم خونه دیگه حالم از هرچی با برق اجابت مزاج می کنه بهم می خوره چه برسه به تایپ فارسی اونم با کیبردی که لیبل فارسی نداره !

وقتی از در وارد میشم بوی تیز و غیر قابل تحمل ته صیگار های یک ماه که از سر زیر سیگاری تا خرخره پر ریخته اولین چیزیه که یادم می ندازه تنهام.

بعد تو یه لهزه از زهن خستم می گزره مگه من سیگاریم؟ بعد از چند ثانیه که خاترات استخوان سوز اولین روز های خیانت مثل صحنه های دردناک یه تراژدی از جلوی چشمم میگزره با یه سرگیجه از این که یادم میاد کیم میرم و بین لباسام که روی مبل ولو شدن دنبال یه گوله جا واسه نشستن می گردم.

این درست وقتیه که هوس گوش کردن یه موزیک دارم!

(آی آدمها که در ساحل ، نشسته شادو خندانید!… یک نفر در آب دارد می سپارد جان ، یک نفر دارد که دستو پای دایم می زند…)

وقتی به این فکر می کنم که اون یه نفر که داره غرق میشه خود منم…

اگه حسی باشه و غمی ساز دست می گیرم ، اگه نه روی تخت به هم ریختم بین کتابای نخونده دراز می کشم و به خاترات مصورم روی دیوار خیره می شم تا …

آره ، امروز بیشتر از یه مشنگ نیستم؛ به هر حال مجنون بهتر از جانیه!

قول می دم به خاطر شماهم که شده شاد بشم و با پست بعدی جبران کنم!

 

پی نوشت: راستش نمی دونم پی نوشت اصلا چی هست ، اما چون شما می نویسید خوب منم می نویسم حتما کلاس داره!

~ توسط mashang در 15/04/87.

8 پاسخ to “بی اسم!”

  1. یکی از کار های که به بلاگ یه آدم شخصیت میده در این زمانه ، کشف لغتی جایگزن برای «پی نوشت» است : پ.ن. ، بعد التحریر ، + ، … یا هر کوفت دیگه.
    من تنهام ولی سیگار نمی کشم. زن هم ندارم. و همینطور شوهر !چرا من سیگار نمی کشسم. با اینکه من تنهام. یه بابا و یه مامان می تونن تنهایی آدم رو پر کنن؟ به جون امام حسن(عسکری) که نمی تونن! دست میذارم رو»چنین گفت زرتشت» و قسم می خورم که نمی تونن! حتی زن و شوهر هم نمی تونن! ولی سیگار می تونه! یا یه لیوات مشروب… که اونم گرونه. از وقتی تاید گرون شد اون هم کشید بالا! مگه تو مشروب ها تاید میریزن؟

    سالی ازت خوشم میاد.
    زرنگی، راستش من رو یاد جوونیای خودم میندازی.
    می دونی چی رو باید کجا بکی و این خیلی خوبه.
    راجع به مشروب هم باید بگم گرونیش فقط بخاطر مصاحبه ایه که عید با سردار رادان شد.
    جمع نشد، حتی کم هم نشد، فقط گرون شد.
    اما اون که فایده نداره.
    یه مشنگ واقعی نیازی به این چیزا نداره.
    مشنگ واقعی مستی و نعشه گی و چتیش باید آنبرد باشه (مثل کارت صدا) اون موقس که غیر از دوتا دوست نیاز به هیچ مکملی نداره.
    مثل یه مومن واقعی!!!
    بدرود!

  2. سلام گلم!
    من هنوز بلد نيستم به نظر كسي جواب بدم.
    بخاطر همين مجبورم زير كامنتتون كامنت بذارم.
    اگه بهم ياد بدبد هم خيلي خوبه !
    نظرت جالب بود سالي ، چند روزي ميشه هنوز فرست نكردم بلاگت رو بخونم.
    مطلب جديد گذاشتي؟

  3. سلام
    خوب شد که سر زدی .منظورم اینه که خوشحال شدم .معدود کسایی هستم که از دیدن نظرشون نیشم کمی بیشتر باز می شه .
    درباره ی همه ی پستت فقط می تونم گوش بدم .یه تکرار مزخرف و جان فرسا .البته اگه جونی باشه .
    اعتراف می کنم پست های غمگین یه حس دیگه ای داره .
    پیشنهاد می کنم برای دیگران الکی نخندی .
    و اینکه پانوشتت محشر بود .حس همیشگی من

    یعنی چی؟ «درباره ی همه ی پستت فقط می تونم گوش بدم .یه تکرار مزخرف و جان فرسا .البته اگه جونی باشه .»
    منظور اینه که همه پستای من …؟
    اعتراف خوبی بود ، کاملا موافقم!
    پیشنهادت رو نمی پذیرم! چون برای من دیگرامی وجود ندارن.اگر تنها نباشم فثط خودمم و دوستان اندکی (دو نفر) که از خودم برام عزیزترن.
    پس اگدپر هم خنده ای باشه ، در شرع من مال اوناس ، اگر هم نباشه براشون خلق می کتم!
    راجع به پا نوشت یا هر اسمشو نبری که شما اسمشو می ذارید ، احساس واقعیم بود!
    بدرود!

  4. چطوری دوست من احوالاتت هم امروز مثل ما تعریفی نداره فقط به نظر من تنها بودن بهتر از دوتا بودنه اونجوری غماتم دو برابر میشه
    یه نکته ی جالب اینجا یه خاصیتی داره که من هرچی دئست دارم میتونم بگم فاغ از اینکه خودت جلوم نشسته باشی و نتونم .

    به به بلخره یاد گرفتم!!!

  5. مرسي از سارا و ممنون از مسق گلم.
    نظر هاي جامعي داديد ولي ، من تو كامنت قبلي به خودم گفته بئدم كه بلد نيستم جواب كامنت كسي رو بدم. :D يه راهنمايي كنين چون حوصله گشتن رو ندارم.
    نه اين كه تنبليم بيادا نه، مي رسم خونه يكم مغزم چيز ميشه.
    مرثي :D

  6. وقتی به این فکر می کنم که اون یه نفر که داره غرق میشه خود منم…

    این یعنی این یک احساس مشترکه؟

  7. آخه کسی انتظار آپ داره که خودش………
    من جدا عاجزم از آپ کردم و از همیناشم ناراضی.
    به مسق بگو پیغامم رو بهت بده(گفتم یه سلام گنده بهت برسونه)

    مرسی از لطفت.
    راجع به آپ هم باید یگم مطلب زیاد ، اما باید مطالبی رو بنویسم که شاد باشه. حداقل بخاطر اسم بلاگم…!
    یواش یواش دارم احساس می کنم مشنگ خوبی هم نمی شم!
    از مهر ورزیت هم ممنون.
    بدرود!

  8. حرف حساب جواب نداره

    خواهش می کنم!
    خوش حالم ، نه به این خاطر که حرفم رو پذیرفتید ، (البته ظاهرا) به این خاطر که دیدم کسی که طرف بحث متحجر نیست .
    از آشناییتون خوشحالم.
    بدرود!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.